تبليغاتX
graphic
graphic chist?
 اثر رنگ
سلام.

اول باید عذرخواهی بابت این یک هفته که نبودم بکنم.

واقعا" شرمنده ام. حالا بهتره بریم سر اصل مطلب

مواد رنگی از نظر فیزیکی و شیمیایی قابل تشریح و رنگ دانههایی قابل تجزیه می باشند.

این مواد به وسیله حس بینایی و درک مغزی،معنی و مفهوم انسانی و بشری می گیرند.

چشم و مغز از طریق مقایسه و سنجش موفق به تشخیص می شوند.

______________________________________

خاصیت فیزیکی - شیمیایی رنگ همان چیزی است که ما به آن (( اثر رنگ )) می نامیم.

موارد رنگ و اثرات آن فقط در زمینه (( چند سایگی های منظم )) قابل تطبیق می باشد. در کلیه موارد دیگر عامل رنگ به اثری جدید تبدیل می شود.

باید گفت که

رنگ به طور مجرد صرفا یک پدیده فیزیکی - شیمیایی است. حال آنکه درک آن توسط ذهن آدمی به جنبه های روانشناختی قضیه مربوط می شود.

و منظور از جنبه روان شناختی >> همان اثری است که رنگها بر ذهن و روان آدمی باقی می گذارند .

احتمال آنکه ذهن انسان در رویارویی با رنگها خصوصیات فیزیکی -شیمیایی و همچنین تاثیر کلی آنها را توام با یکدیگر و در یکزمان ثبت کند. بسیار ناچیز است . مگر آنکه ما به تصویری بر خوریم که در آن رنگمایهای متعددی در هارمونی با یکدیگر قرار داشته باشند. ولی در سایر موارد چنانکه گفته شد پیش از آنکه خصوصیات فیزیکی - شیمیایی رنگ مستقلا فرصت خود نمایی داشته باشند، در جریان یک فرآیند روانشناختی اثر ویژه و ناب خود را بر ذهن و روان آدمی باقی می گذارند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

می خوام در رابطه با شاخصه های اصلی رنگ مطالبی در اختیارتان قرار دهم امیدوارم که این مطالب آن چیزی باشد که دنبالش میگشتید.

 

نکته های در رابطه شاخصه های رنگ

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

رنگ با توجه با عواملی چون:

محیط / رنگهای مجاور / نور

قابل تشخیص است.

_______________________________________

ویژگی رنگ فام در این است که

رنگ زرد و قرمز از یکدیگر توسط کیفیت رنگها متمایز می کند.

_____________________________________

رنگ درجه اول را به

زرد / آبی / قرمز

گویند.

__________________________________

رنگ ارغوانی از ترکیب رنگ های

بنفش و قرمز

_________________________

رنگ فیروزه ای از ترکیب رنگهای

سبز و آبی

__________________________________

ورونز ؟

نقاش ایتالیایی است که رنگ سبز را بیشتر در کارهایش مورد توجه قرار می داد.

________________________________________

 

میزان درخشش رنگ و خلوص تحت تاثیر؟

رنگ زمینه

است .

______________________________

بخشهای تاثیر گذار رنگها

وضعیت ذهنی و روانی فرد

شخصیت مستقل هر رنگ

قدرت بیان

_______________________________

تهیه رنگ بستگی به ؟

۱) میزان خلوص مواد اولیه

۲) مقدار رنگدانه های مخلوط شده

۳) کیفیت

________________________________________

درخشندگی یعنی ؟

درجه ای از روشنی یک رنگ است که آن را از درجه دیگری از روشنی یا تیرگی همان رنگ متمایز میکند.

__________________________________________

در رابطه با هماهنگی رنگ در آپ بعدی خواهم گفت.

از همتون هم بابت نظرات قشنگتون ممنونم.

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در یکشنبه 1385/05/22  |
 فیزیک رنگ

منشا ء اولیه رنگها نور است.

من می خواهم در این مبحث مطالب کوتاهی را در رابطه با فیزیک رنگ از دریچه هنری مطرح کنم.

در سال 1676(( اسحاق نیوتون )) با استفاده از منشوری مثلث القاعده، نور سفید خورشید را به رنگها تجزیه کرد. این طیف بجز رنگ ارغوانی، تمام رنگها را دارا می باشد .

آزمایش نیوتون به این صورت بوده است :

او در مقابل نور خورشید یک جسمی را قرار داد که دارای شکاف باشد تا نور از منشوری که در مقابل این شکاف قرار داده بود بتابد وقتی که نور سفیدی که از خورشید به منشور تابید به رنگهای طیف تجزیه می شود .

در آن سمت منشور رنگهایی تشکیل می شود که به تر تیب در این تصویر می بینید.

  

که می شود گفت بیشتر ین طول موج قرمز می باشد و کمترین طول موج رنگ بنفش است.

حال اگر بخواهیم عکس این عمل را انجام دهیم کافی است که این پرتوهای رنگی را از عدسی همگرا عبور دهیم که از ترکیب آنها با هم دوباره نور سفید بدست می آید .

اگر این رنگهای که از منشور به وسیله نور سفید ایجاد شد را به دو گروه تقسیم کنیم از ترکیب این دو گروه رنگ مکمل ایجاد می شود .

یعنی اینکه

رنگ قرمز و نارنجی و زرد را در گروه اول قرار دهیم و رنگ سبز و آبی و بنفش را در گروه دوم قرا دهیم و اینک رنگهای گروه اول را با کمک عدسی خاصی ترکیب می کنیم و رنگهای گروه دوم را نیز به همین ترتیب ......

از هر گروه یک رنگ ترکیبی حاصل می شود که از ترکیب این دو رنگ با یکدیگر دوباره نور سفید ایجاد می شود که به آن رنگ مکمل گویند.

در پارگراف قبل در مورد طول موج مطلب کوتاهی گفتم حال می خواهم واحد این طول موج هارا به شما بگویم:

رنگها دارای طول موج هستند و این طول موجها به وسیله واحد خاصی به نام میلی میکرون اندازه گیری می شود .و باید گفت که در طبیعت بی نهایت طول موج یافت می شود اما فقط چشم انسان قادر به دیدن پرتوهایی است که طول موج آنها بین 400 و 800 میلی میکرون باشد .

باید بدانید که هر میلی میکرون معادل یک میلینیوم میلیمتر است.

و این هم طول موج رنگها به ترتیب بر حسب دور در ثانیه است .

 

رنگ طول موج (میلی میکرون ) بسامد ( دور در ثانیه )

قرمز >>>>>>>>>>>>650-800>>>>>>>>>> 470 -400

نارنجی>>>>>>>>>>> 590-640>>>>>>>>>> 520-470

زرد>>>>>>>>>>>>>>550-580>>>>>>>>>> 590-520

سبز >>>>>>>>>>>>> 490-530>>>>>>>>>>>650-590

نیلی >>>>>>>>>>>>>440-450>>>>>>>>>>>760-700

بنفش>>>>>>>>>>>>>390-430>>>>>>>>>>>800-760

طول موج ها در درون خود رنگ ندارندو اگر ما آنها را با رنگهای مختلف می بینیم در اثر خطای چشم و مغز انسان است و باید گفت که کسی نتوانسته بین این طول موجها تفاوت بوجود آورد. و اگر در این فکر هستی که طول موجها داری رنگ هستند باید گفت که ذهنیت تو و دیگران از رنگهای مختلف،،، از تفاوتهای کیفی و میزان حساسیت به نور است که نشاُت می گیرد .

 

 

نکته های در رابطه با فیزیک رنگ از دریچه هنری

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

اشیاء زمانی قابل روئیت هستند که

1) از خودشان نور منتشر کنند 2) نور منبع روشنایی دیگری را بازتاب دهند.

______________________________________________________

طول موج این امواج کوتاهتر از طول موج نور است

امواج 1) ماوراء بنفش 2) اشعه ایکس 3) امواج گاما

چون این امواج باری حیات انسان و طبیعت خطرناک و مخرب است طول موج کمتری نسبت به نور دارند.

____________________________________________________

طول موج رنگها

قرمز بیشتر از طول موج رنگ بنفش است و رنگ سبز در ردیف متوسط قرار دارد.

___________________________________________________

ترکیب افزایش یعنی ؟؟

میزان روشنی نور پس از ترکیب اشعه های مختلف با یکدیگر افزایش می یابد.

__________________________________________________

رنگ آبی فیروزه ای از ترکیب افزایشی رنگهای؟

آبی / بنفش / سبز

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و رنگ ارغوانی؟

آبی / بنفش / قرمز

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و رنگ زرد؟

سبز / قرمز

__________________________________________________

طول موج های مرئی ؟

1) اشعه ماوراء بنفش 2) اشعه مادون قرمز

_________________________________________________

در مبحث بعدی در رابطه با اثرات رنگ مطالب کوتاهی خواهم گفت

راستی اگر در آپ هایم می بینید که مطالبم در رابطه با مباحث رنگ کوتاه است به این دلیل است که می خواهم هر آنچه که در دنیای رنگ وجود دارد و من با آن آشنا شده ام را به صورت زبانی ساده بیان کنم تا شما گیج نشوید پس سعی میکنم تا آنجا که میشود خیلی واضح توضیح بدهم.

امیدوارم تا به اینجا توانسته باشم .

از نظرات همتون ممنونم.

مرررررررررررررررررررررررررررررسی ی ی ی ی

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در جمعه 1385/05/13  |
 ایتن

سلام  گفته بودم که قراره شما را با ایتن به طور کلی آشنا کنم به خاطر همین گفتم قبل از اینکه مباحث بعدی رنگ را توضیح بدهم ابتدا در مورد این استاد بزرگ صحبتی داشته باشم .


**ایتن**

یوهان ایتن یکی از آموزگاران بزرگ هنر رنگ در عصر جدید به شمار می آید . کمتر کسی در مقام وی سالهای زیادی - بیش از 5 دهه از عمرش را وقف تعلیم رموز جنبه های بصری و روانی و زیبایی شناسی رنگ می کند.

ایتن به سال 1988 در نزدیکی (( تون )) سوئیس متولد شد . علاقه وافر به نقاشی و رنگ او را واداشت تا در سال 1913 برای تحصیل این هنر به اشتوتگارت پیش (( آدولف هولز )) تئوریسین و معلم بر جسته آلمانی در رنگ بورد .

شیفتگی به رنگ ایتن وا داشت تا به آثار بر جسته استادانی چون (( گوته )) (( شوپنهاور )) و (( رونگ )) با دید پژوهشگرانه نگاه کند ایتن به ارتباط بین موسیقی و رنگ پی برد و نخستین فردی بود که به مفهوم مجرد رنگ در نقاشی های هندسی توجه کرد . ایتن از اشتوتگارت به وین رفت و در این شهر بین سالهای 1919-1916 مکتب هنری اش را به راه انداخت . اصرار او در مورد خود جوشی و ابراز فردی با رنگ - با پشتوانه دانش کافی انضباط و تعلم - موجب شهرت او شد.

در سال 1919 چهرده تن از شاگردان با او به شهر (( وایمار )) رفتند در این شهر او عضو (( باو هاس )) معروف شد که (( والتر گروپیوس )) آن را بنا نهاده بود ایتن اغلب کلاسهای خود را با چند تمرین شرقی و کنترلهای بدنی آغاز می کرد . او می گوید :

کسی که می خواهد استاد رنگ شود باید هر رنگ را در ترکیبات بینهایت با سایر رنگ ها ،بهتر ببیند ،بهتر احساس کند و بهتر تجربه کند .

رنگها بدون اینکه مقید به اشیاء باشند . باید ظرافت اسرار آمیز برای بیان معنوی را داشته باشند.

 

از نمونه کار ایتن کتابی به نام

طراحی و شکل >دوره پایه در باوهاس که توسط انتشارات (( ون نوستراند رینهولد )) در آمریکا به چاپ رسید . ایتن همچنین (( مدرسه طرح های نساجی )) را در کرفلد آلمان تاسیس کرد . پس از مراجعت به سوئیس مدیر مدرسه هنرها ،صنایع و مدیر موزه مدرسه نساجی در زوریخ شد ( سالهای بین 1954-1938) و نیز موزه رایت برگ را بنا نهاد.

گذشته از چند نمایشگاه مهم که در موزه هنرهاو صنایع در سال 1944 بر پا شد ، مدتها قبل از اینکه کتاب بزرگش به نام (( هنر رنگ )) به چاپ رسد ، ایتن نمایشگاههای ویژه رنگ را در چند شهر سوئیس و آلمان بر پا کرد .

او همچنین بیشتر اوقاتش را در نقاشی سپری کرده بود. نمایشگاهی از آثار نقاشی او در موزه (( استدلیجک )) در آمستردام در سال 1957 و در کانست هاوس زوریخ در سال 1964در کانست ورین دوسلدروف در سال 1965 و در نمایشگاه دوسالانه و نیز در سال 1966 . ایتن همچنین در چندین نمایشگاه باوهاس آثارش را به نمایش گذاشت . تازهترین نمایشگاه اش نمایشگاه سیار بین المللی است . آثار او در کلکسیون های دائمی موزه های اروپا و آمریکا موجود است.

 

این هم قولی که داده بودم موفق باشید .

دوستان خوب من که همیشه به صورت ثابت نظر می دید و من رو دل گرم می کنید متشکرم

در مبحث بعدی می خوام در مورد فیزیک رنگ مطلب کوتاهی رو برایتان آپ کنم.

 

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در چهارشنبه 1385/05/11  |
 تاثیرات رنگ

 سلام .میرم سر اصل مطلب .یک هنر مند واقعی در طی خلق یک اثر هنری ،بیش از هر چیز اولویت را به تاثیرات رنگ در کارش اختصاص می دهد .

می دانید چرا ؟

چون غالبا این تاثیرات به وضوح در دیدگان مخاطبان منعکس می شود به خاطر همین است که یک هنرمند خلاق پیش از آنکه خود را در گیر مقوله هایی چون شناخت خصوصیات فیزیکی و شیمیایی عناصر بنیادین رنگ کند ، بیشتر توجه خود را صرف بررسی تاثیر عامل رنگ در کار خویش می کند البته در بسیاری ازموارد دنیای رنگها چنان در هاله ای از رمز و راز و معنویت فرو می رود که تاثیرات آن را نه در دیده بینندگان بلکه در تار و پود روح آنان باید جست

این نکته قابل توجه است که در عصر حاضر مقوله رنگ منحصرا مورد توجه نقاشان و هنرمندان خلاق نیست. بلکه رنگ در عالم شیمی، در دنیای مد ،عکاسی و سایر زمینه ها توجه همگان را به خود جلب کرده است . هر چند که این توجه صرفا به کیفیات مادی و صوری رنگ محدود می شود . به عبارتی دیگر رنگ در عصر تکنولوژی، بازیچه ایست بس مبتذل و پیش پا افتاده که از معنویت جدا مانده و دیگر قادر به انتقال عمیق و تجربیات حسی هنرمند نیست.

باید گفت که

شششش

رنگها سر شار از نیروهای بس خارق العاده هستند. نیروهایی که مانند هسته های انرژی زا و گرما بخش، تماشاچی خویش را متاثر می سازد . که صرف نظر از تاثیرات منفی یا مثبت که بر ضمیر نا خود آگاه باقی می گذارند.هنرمند خلاق نه تنها باید در دنیای بیکران رنگها به سیر و سیاحت بپردازد و توشه خویش را از تجربه های علمی آکنده سازد، بلکه همچنین لازم است تا مفاهیم رنگ را در کلیه ابعاد بشناسد . اما مهمترین این ابعاد که اعتبار مفاهیم زیبا شناسی رنگ متکی بدانهاست ابتدا شناخت رنگ به عنوان یکی از برجسته ترین عوامل ترکیب بندی و دیگر قدرت رنگ در بر قراری ارتباط است که باید بدانیم

سه دسته در آثار هنرمندان نقاش که مفاهیم رنگ و ویژگیهای رنگ را به کار می برند اینها هستند:

7777777

 

ز رنگ از نظر عناصری تجسمی برای توصیف موضوع اثر و خصوصیات آن به کار می رود. به همین دلیل است که پاییزی و زمستانی بودن یک منظره راهمراه با ویژگیهایش می توان نشان داد. از این خصوصیت رنگی حتی می توان در مورد یک طبیعت بیجان و عناصر دیگر نیز استفاده کرد. مانند آثار نقاشان طبیعت گرا که توسط رنگ موضوع خود رابیان می کنند. 

بدون در نظر داشتن ارزشهای استعاری و توصیفی رنگ از رنگ برای به تصویر گذاشتن ارزشهای درونی و زیباییها و تاثیرات خود رنگ استفاده می کنند. از این خصوصیات رنگ در بسیاری از محصولات صنایع دستی و هنرهای سنتی نیز استفاده می شود

زبدون در نظر داشتن ارزشهای استعاری و توصیفی رنگ از رنگ برای به تصویر گذاشتن ارزشهای درونی و زیباییها و تاثیرات خود رنگ استفاده می کنند. از این خصوصیات رنگ در بسیاری از محصولات صنایع دستی و هنرهای سنتی نیز استفاده می شود

یوهانس ایتن

او نخستین فردی است که در زمینه شناخت مفاهیم رنگ ، اصول و قوانینی وضع کرد که تا به امروز به قوت و اعتبار خویش پابر جاست او در رابطه با اینکه آیا یک هنرمند برای درک مفاهیم زیبایی شناختی رنگ در یک اثر هنری باید به آشنایی با یک سلسله اصول و قواعد مشخص آشنا باشد میگوید.

دذدذدذدذدذدذدذدذدذدذ

 

ffبرجسته اگر شما بی آنکه در مورد تئوریهای رنگها و مفاهیم اساسی آن مطالعه عمیق داشته باشید ؛و موفق شدید که با استفاده از عامل رنگ آثار هنری بیافرینید ، پس شیوه خویش را دنبال کنید ودر پی دست یافتن به تئوریهای جدید رنگ خود را سر در گم نکنید

ffاما اگر شکست خود را در زمینه خلق آثار برجسته هنری آن را ناشی از بی تجربگی و عدم آشنایی با مفاهیم و تئوریهای رنگ می دانیدپس لازم است که به مطالعه عمیق و گسترده در این راستا دست بزنید .

 از نظر ایتن رنگ خود زندگی است و مفهوم آن به همان گستردگی مفهوم زندگی است.

بهتر است این را بدانید که اگر مطلبی از ایتن گفتم مطمعا بیوگرافی او را در اختیارتان قرار خواهم داد تا شما با این هنرمند بزرگ رنگ بیشتر آشنا شوید پس در مباحث بعدی حتما این کار را خواهم کرد اگر می بینید که در این مبحث چیزی نمی گویم به خاطر این است که من آپ های خودم را به دقت بخش بندی می کنم و سعی نمی کنم مطالبم رایک دفعه تغییر دهم.

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در چهارشنبه 1385/05/11  |
 روانشناسی رنگ
 

سلام .خوبی؟؟؟

تصمیم گرفتم حالا که با هنرهای تجسمی آشنا شدی

این سری در مورد مبحثی دیگر مطالبی را در اختیارت قرار بدم که هر خواننده ای به وجد خواهد آمد

به نظر من همه ما آدمها در مورد روانشناسی یک علاقه خاصی داریم من هم بهتر دیدم در مورد روانشناسی رنگ این سری آپ کنم.

درسته رنگ!!! چیزی که بدون آن زندگی بی معنا خواهد بود و دیگر لذت بخش نیست .

میدانید که ما با دیدن رنگها روی اشیاء و یا روی غذا و غیره واکنش نشان میدهیم تصور کن که هیچ چیز هیچ رنگی نداشت چه حسی بهت دست خواهد داد آن وقت درک خواهی کرد که دنیای بدون رنگ یعنی چه؟؟

بهتر دیدم قبل از اینکه در مورد روانشناسی رنگها چیزی بگویم ابتدا می خوام وصفی کوتاه از رنگ داشته باشم.

 

رنگها روح دارند و زنده اند و بدانید که رنگها کلمه اند و همچون کلمات سخن می گویند : از نهان سبز جنگلها ،از رازآبی آسمان و دریاها از شفافیت و زلالی قطرات باران و از پاکی سفید برف ، اما باید بگویم نه از طبیعت ، بلکه رنگها از روح آدمی و نیز دنیای پر راز و رمز انسان سخن می گویند.

رنگ زندگیست زیرا بدون رنگ در دنیایی مرده خواهیم بود . همانگونه که شعله، نور را ایجاد می کند . نور هم سبب دیدن رنگهاست . رنگها فرزندان نورند و نور مادر رنگهاست نور بی رنگ تاریکی بی رنگ است ، رنگ ماده ای است که دارای انرژی نورانی مملو از انبساط است . رنگ های خالص اغلب مانند جواهرات که در تاریکی میدرخشند درخشش دارند.و نیز رنگها نیروهاو انرژی های درخشندهای هستند که چه آگاه و چه نا خودا گاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهد داشت

رنگها چنان افکار و احساسات عمیقی را القاء میکنند که گاهی حتی با چشم هم دیده نمیشوند ،بلکه فقط با چشم دل احساس می شوند. بنابراین قدم نهادن به این وادی نیز بدون عبادت خالق (( نور آسمانها و زمین )) و بدون انسان شدن میسر نیست.

فقط کسانی که عاشق رنگ هستند می توانند زیبایی و کیفیت ذاتی آن را درک کنند . رنگ مواهب خود را به همه تقدیم می کند ولی رموز و اسرار پنهان خود را فقط برای علاقمندان واقعی آشکار می سازد .


آفرینش با رنگ آغاز شد و رنگ در تنوع بی نهایتش موجب دیدن ، درک و تشخیص اجسام و اشیاء و ویژگیهای آنهاست. یادم می یاد در یک کتابی خیلی قبل خوندم که نوشته بود{{ شخصی از یکی از بزرگان پرسید خدا را میتوان دید؟؟ ایشان فرمودند آنچه را ما میبینیم به وسیله رنگها و کیفیتهای رنگی آنهاست و خداوند آفریننده رنگ و کیفیات رنگ است. }}

رنگها همه جا هستند و در هر چیزی مداخله می کنند اگر لحظه ای به اطراف خود توجه کنیم می بینیم در کوچه ها و خیابانها ، در سردرهای مغازهها و فروشگاها ، در اعلانهای تبلیغاتی و غیره رنگها وجود دارند که مفاهیم را القاء می کنند که مارا راهنمایی یا گمراه می کنند.

 

ممنونم که وقت کذاشتی و مطالب این سری من رو خوندی راستش این مطالب را سعی کردم آنچنان از کلمات زیبا استفاده کنم که به زیبای رنگ در اطرافمان پی ببریم و قدرش را بدانیم.

دفعه بعد که آپ خواهم کرد در مورد رنگ بیشتر توضیح خواهم داد و به مرور زمان به مبحث مورد علاقه شما یعنی روانشناسی رنگ می پردازم.

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در دوشنبه 1385/05/09  |
 سطح چیست؟
 

سلام خوبی؟امروز مي خوام در مورد سطح مطالبي را در اختيارت قرار بدم.

سطح چيست ؟

شكلي كه داراي دو بعد باشد سطح ناميده مي شود. همچنين روي چيزها را نيز سطح مي گويند

بهتر است اين را بدانيد كه

حركت نقطه در فضا خط را ايجاد مي كند و حركت خط در فضا موجب پديد آمدن سطح است. سطح به صورت مطلق كمتر در طبيعت يافت مي شود و آنچه كه سطح است و در دسترس انسان قرار دارد ويا از آن بهره مي گيرد اغلب ساخته ذهن و دست خود اوست .سطح در شكلهاي بي شماري پيرامون ما يافت مي شود ولي از نظر تقسيم بندي سطح را مي توان در سه شكل بنيادي (( مربع ؛ مثلث، دايره )) خلاصه نمود.

ميدانستيد كه هر يك از اين اشكال مفاهيم و معاني خاصي دارند؟ من مي خواهم شما را با اين معاني آشنا كنم پس با من همراه باشيد تا با مفهوم آنها آشنا شويد.

‌‌(( مفهوم مربع ))

مربع يكي ديگر از شكل هاي ساده هندسي است كه از چهار ضلع و چهار زاويه مساوي ساخته مي شود و مربع از زيباترين اشكال هندسي است.

و مفهوم آن ›››› استواري ؛ مردانگي ؛ سكون ؛ منطق ؛ و معرف زمين است . در عين حال نمادي از جهان مخلوق و نيز مبين كشتزار؛ حصار؛ پنجره و جان پناه است.

{ شكل مربع از چهار ضلع برابر تشكيل شده است هر يك از اين چهار ضلع مي تواند نمايانگر}

1) چهاز ضلع آب ؛ باد ؛ خاك ؛ آتش باشد

2) چهار جهت اصلي شمال ، جنوب ، مشرق ، مغرب باشد

3) چهار فصل بهار، تابستان، پاييز،زمستان باشد

4) چهار مرحله از زندگي كودكي،جواني،ميان سالي، وپيري باشد

5) چهار طبع سردي،گرمي،خشكي،رطوبت باشد

6)چهار خلط صفرا،سودا،بلغم،خون باشد

7) چهار مرحله از تكامل بشري دوران جنيني،دوران زندگي،مرگ،رستاخيز، معاد باشد

(( مفهوم مثلث ))

مثلث نمادي از ايستايي و توازن و نيز نمادي از زهدان است مثلث به واسطه زواياي تندي كه دارد سطحي مهاجم و شكلي ستيزنده به نظر ميرسد كه همواره در حال تحول و پويايي است.

آيا ميدانستيد كه جهت مثلث ها اگر تغيير كند مفهوم آنها هم تغيير ميكند پس.......

مثلثي كه قسمت نوك تيز آن رو به بالاست

مفهومش اين است

واسطه ، پيوند دهنده ، بسيار موزني و غير قابل كنترل، خبر چين ، هشدار دهنده ، پرهيز و احتياط، در ذات خود خطرناك است و محيط را دگرگون ميكند و سبك ديده ميشود و نشان هوشمندي است و ميل رقابت در انسان را توسعه ميدهد و خلاق و تك رو است و متعادل،قابل اعتماد،و نيز تفكر برانگيز.

مثلث رو به پايين

مردانه است غير قابل اعتماد ،تعادل ندارد وخطر قطعي ست

خوب شما اگربه شكل مثلث علاقه منديد كدام جهت آن را بيشتر دوست دارد راستشو بگو كدوميكي.....

(( مفهوم دايره ))

اگر اين را قبول داشته باشيم كه مربع نمادي از مكان است دايره نمادي از حركت و زمان است در عين حال دايره نمادي است از آسمان عالم ملكوت ، حركت اجرام سماوي در حال محوري دوار و سيار و نيز نمادي است از جهان معنوي و متعال

از زمانهاي بسيار دور شكل دايره در نماد يين ›› مظهر تاريكي و يانگ ›› مظهر نور در فرهنگ چين مطرح بوده است.

مي خواهم در مورد اين تصوير مطالبي را به شما بگويم اين تصوير رابه طور حتم ديده ايد ولي من ميخواهم اين نماد را برايتان بيشتر توضيح دهم تا بدانيد مفهومش چيست.

 

(( نماد يين ويانگ ))

اين نماد همانطور كه گفتم يعني تاريكي و روشنايي وبدانيد كه تقارن دارد ولي تقارن آن ايستا نيست بلكه تقارني دوراني است كه معرف يك حركت چرخشي پيوسته و بسيار نيرومند است و بنا به گفته كويي-كو-تزو،در سده چهارم قبل ازميلاد (( يانگ چرخ زنان، به مبدا خود بازميگردد و يين وقتي به اوج خود ميرسد جايش را به يانگ مي سپارد))

زوج يين و يانگ آهنگ حال آور بزرگي است كه در فرهنگ چين نفوذ كرده و همه چهرههاي راه زندگي سنتي چين را معين مي كند به گفته چوانگ تزو((( زندگي عبارت است از هماهنگي در تركيب يين و يانگ))) چون چيني ها مردمي كشاورزهستند پيوسته با حركات ماه خورشيد و تغييرات آشنايي دارند .تغييرات فصلي وپديده هاي نشو ونما و مرگ و زوالي كه با نظمي طبيعي در دنبال آنها به وجود مي آيند از نظر آنان روشنترين توضيحات براي فعل و انفعالات متقابل بين يانگ و يين ، زمستان تيره و سرد و تابستان و روشن است .

و حال مفهوم خود دايره

مفهوم آسمان، هميشه بزرگتر از ابعاد واقعي خود به نظر ميرسد و لحن وارتباط مردانه دارد،زرگو، زمان و مكان را نا محدود مي كند نيروي آرمان گرايي را توسعه ميدهد و خصوصيت واقع گرايي را افزايش ميدهد.

اين هم از مفهموم اين اشكال هندسي و مطالبي كه در موردشان گفتم حال يك جمع بندي كلي از آنها

از تكرار و تركيب شكلهاي مربع و مثلث و دايره مي توان سطح هاي متعدد منظم و غير منظمي به دست آورد همچنان كه اگر اشكال پيچيده و آلي طبيعت را تجزيه و ساده كنيم مجددا با اشكال ساده يعني مربع و مثلث ودايره خواهيم رسيد.

در هنرهاي تجسمي سطح را به انحاءمختلف مي توان تجسم بخشيد و به وجود آورد به عنوان مثال از حركت يك پاره خط در فضا يا بر صفحه در يك جهت خاص سطح ساخته مي شود.همچنين اگرنقطه اي را در دو بعد گسترش دهيم سطح تشكيل مي شود و به همين ترتيب فضاي تجسمي ميان حداقل سه نقطه جدا از هم و يا فضاي بين دو پاره خط مي تواند سطح را تداعي كند عموما در يك تابلو نقاشي همه چيز روي سطح بيان ميشود در نقاشي طبيعت گرا سطوح نمايش دهنده وجوه مختلف اجسام و اشياء در طبيعت پيرامون ما هستند و از اتصال آنها به يكديگر و تغيير شكل آنها در اثر عمق نمايي توهم حجم و دوري و نزديكي به وجود مي آيد اما بدانيد كه در نقاشي انتزاعي سطح ها بيانگر و نمايش دهنده شي خاصي نيستند و گاه يك اثر انتزاعي فقط از طريق تركيب چند سطح با بافت ،رنگها يا تيرگي و روشني هاي مختلف به وجود مي آيد.

خوب اين مبحث كه درمورد سطح بود هم به پايان رسيد اميدوارم كه تونسته باشم مطالبي كم اما خواندني را در اختیارت قرار داده باشم.

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در یکشنبه 1385/05/08  |
 حجم چیست؟

   سلام .امیدوارم که تا  اینجا آنچه را که دوست داشتید در رابطه با گرافیک بدانید از طریق وبلاگ من آموخته باشید.

حجم چیست؟

به چیزهایی که دارای سه بعد »» طول و عرض و ارتفاع یا عمق باشد حجم گفته میشود.

معمولا همه اشیاء مادی در طبیعت دارای حجم هستند . اگر چه برخی از آنها ممکن است علاوه بر طول و عرض دارای ضخامت ، عمق یا ارتفاع بسیار کمی باشد اما قاعدتا حجم هایی هستند که بخشی از فضا را اشغال میکنند . این حجم ها گاهی به طور طبیعی به صورت نسبتا منظمی دیده می شوند. مثل حجم برخی از درخت ها، میوه ها، و غیره اما این را بدانید که بیشتر اوقات به شکل غیر منظم جلوه می کنند، مثل حجم صخره ها، گیاهان، حیوانات، و بسیاری چیزهای دیگر

همانطور که سه شکل دایره و مثلث به عنوان اشکال پایه برای سطح نام برده شدند دایره ، مکعب و هرم را نیز می توان به عنوان اجسام هندسی پایه نام برد .که این سه نوع حجم به طور منظم و به ندرت در طبیعت دیده می شوند . اما به طور کلی همه حجم های طبیعت از ترکیب یا تغییر شکل این سه حجم پایه و هندسی به و جود می آیند.

بد نیست بدانید

همانگونه که از حرکت خطدر فضا سطح بوجود م یآید از حرکت سطح در فضا بعد سومی که همان حجم است ایجاد میشود.که ساده ترین وجه آن مکعب است

تا به حال این اسم در احجام به گوشتان خورده یا نه

احجام مجازی

در هنر تجسمی چنانچه یک نقطه را در سه بعد گسترش دهیم و یا یک پاره خط را در جهت های مختلف حرکت دهیم ، تجسمی از حجم به وجود م یآید و به همین جهت در هنر تجسمی حجم ممکن است همیشه ملموس و مادی نباشد ولی از نظر بصری وجود داشته باشد که در این صورت میتوان به آن حجم مچازی گفت

بگذاریدبه صورت تصویری برایتان بیان کنم تا مفهوم آن را متوجه بشوید چون وقتی خودم اولین با با مفهوم احجام مجازی آشنا شدم اصلا متوجه نشدم منظور چیست تا اینکه
آنقدر این مفهوم را با خودم تکرار کردم و در نهایت بهتر دیدم او تصویری که خودم از این مفهوم در ذهنم ساختم تا درکش کنم را در اختیارتان قرار دهم
 

      

ببیند این تصور را من توسط نقطه به اشکال مثلث و مربع در آورده ام البته این مهم نیست هر کسی این کا را می تواند بکند مسئله این است که من در مطالب بالا گفتم اگر به نقطه بعد دهیم به هر شکلی در خواهد آمد فقط کافیست آن نقطه را به صورت فرضی در ذهنمان به هم وصل کنیم تا یک حجم به وجود بیآد

که در نهایت این حجم با استفاده از ذهن انسان مجازی تلقی میشود *

حجم میتوتند تو خالی و یا تو پر باشد و به همین نسبت درون یا بیرون آن اهمیت پیدا می کند معمولا فضایی را که حجم اشغال میکند مثبت می گویند و فضای پیرامون آن یا ما بین دو حجم و یا حفره میان یک حجم تو خالی را فضای منفی و گاه حجم منفی می نامند مثل فضای داخل یک لوله قطور.

قابل ذکر است که

حجم عنصر اصلی کار مجسمه سازان است. ارزش و اهمیت حجم به تمام و کمال در شکل پذیری ، رنگ ، بافت جنسیت و ارزش های متنوع بصری در مجسمه سازی و کار با حجم است که مطرح می شود

همیشه نمایش حجم در فضا و رابط متقابل آن با فضای پیرامونش اصل مهم مجسمه سازی است . این روابط در نقش بر جسته سازی که از یک سو با نقاشی و از سوی دیگر با معماری در ارتباط است اهمیتی به سزا دارد. نقش بر جسته که از یک سمت بسته و محدود است به حجمی گفته می شود که در آن اشیاء و پیکره ها به صورت کم و بیش بر آمده از سطح به نمایش در آمده باشند. نقش بر جسته گاهی حالتی تزیینی برای سطوح معماری دارد و معماری نیز متقابلا همین حالت را برای نقش برجسته به عهده دارد. در کل باید گفت که نقش برجسته حالتی بینا بینی میان نقاشی و مجسمه سازی دارد.

گاهی هنرمندان نقش برجسته ساز از نقاشی الهام گرفته اند و گاهی هنرمندان نقاش از نقش برجسته ها تاثیر پذیرفته اند . گاهی رویداد های تاریخی به وسیله نقش برجسته جاودانه شده اند و گاهی در نقش برجسته ها افسانه ها و داستان های نمادین و اساطیری باز نمایی شده اند


نقش نور در باز نمایی حجم و خصوصیات آن نیز شایسته توجه می باشد . به طور دقیق تر این نور است که امکان رویت اجسام را در فضا برای ما بوجود می آورد از این جهت معمولا هنرمندان به وسیله روابط پیچیده ای که حجم با فضا دارد نقش نور را در آثار خود مورد مطالعه و ارزیابی قرار میدهند.

***********************************************

***************************************

***************************

*****************

**********

******

***

**

*

و حال به صورت خلاصه میشود گفت که...

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==

{حجم دارای صول و عرض و عمق است و فضا را اشغال می کند . }

{ زاییده دست انسان است .  }

{ نور نقشی تعیین کننده در بیان شکل آن دارد  . }

{ جنس آن ملموس بوده و دران مطرح است  . }

{مجسمه از موادی ملموس تشکیل شده است که به وسیله قالبها  . }

{ و شکل ها به هم پیوسته اند . }

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در جمعه 1385/05/06  |
 

نظرتون با یک زنگ تفریح کوچیک و بدرد بخور چیه دوستان

این سری می خوام یک زنگ تفریح با هم داشته باشیم

نظرتون با یک زنگ تفریح کوچیک و بدرد بخور چیه دوستان

این سری می خوام یک زنگ تفریح با هم داشته باشیم

مطالب امروز من هم حالت آموزشی هم تفریحی

پس به همراه هم این مطالب رو به دقت می خونیم

مطمئنا ضرر نمی کنید بهتون قول می دم

فقط یک خواهشی داشتم اونم اینه که نظر یادتون نره

چون با نظرهای شماست که من روحیه میگیرم و به کارم ادامه میدم

پس خوشحالم کنید و...

در بحث قبلی گفته بودم که با انواع خط می شود با روحیه افراد آشنا شد

بنابراین امروز من قست دارم معانی این خطهارا به شما بگویم

قبلا گفتم که چهار نوع خط وجود دارد بنابراین من خصوصیات این چهار نوع خط را برایتان میگویم

>>> روانشناسی خطها <<<

الف) خطوط عمودی »» این نوع خط در هنر تجسمی ممکن است به مفهوم ایستادگی>مظهر مقاومت واستحکام و یا صرفا رابطه ئ مناسبی را از نظر بصری وزیبایی شناسی با سایر خطوط و اشکال یک ترکیب به وجودمی آورد وحال به صورت کلی تر

گرم وپویا > خبر رسان > صداساز > مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد > جنجال بر انگیز > روحیه اجتماعی > توان خا لق العاده رفتار جمعی وتحریک به کار و فعالیت

این هم از خصوصیات خط عمودی


ب) خط افقی »» این خط در هنر های تجسمی ممکن است برای نشان دادن آرامش > سکون واعتدال باشد ویا صرفا رابطه ای مناسبی را از نظر بصری و زیبایی شناسی با سایر خطوط و عناصر یک ترکیب به نمایش بگذارد و حال به صورت کلی تر

وقار>افتنی و ذخیره > خاموش > غیر فعال > ساکن > رمز آمیز > آرمان گرای > با ذهن انسان ارتباط بر قرار می کند > توان مذهبی > پاک > غیر مادی > همیشه تک است > روحیه اجتماعی را تذهیب میکند > معیار عاطفی دارد

این هم از خصوصیت خط افقی


ج) خط مایل »» این خط در هنر های تجشمی ممکن است برای نشان دادن تحرک و پویای و خشونت و عدم سکون و ثبات اختیار شود با این که رابطه مناسبی را از نظر بصری با سایر عناصر یک ترکیب ایجاد کند

این هم از خصوصیت خط مایل


د) خط منحنی »» این خط در هنرهای تجسمی ممکن است برای نمایش حرکت سیال و مداوم و ملایمت و ملاطفت و پویای به کار گرفته شود با اینکه صرفا رابطه مناسبی را از نظر بصری با سایر خطوط و عناصر یک ترکیب ایجادمی کند

این هم از خصوصیت خط منحنی


خوب دوست عزیزم با اطلاعاتی که من در اختیارت قرار دادم

حال به راحتی می توانی هم به شخصیت خود پی ببری هم به شخصیت پنهان اطرافیانت که دوست داری بدانی چه گونه افرادی هستند

فقط کافیست با این مطالبی که من در اختیارتان قرار دادم کمی بیندیشید و این مفاهیم را به گونه ای بچینید که می خواهید به شخصیت کسی پی ببرید وگرنه این خصوصیات اگر راستش را بخواهید درهنرهای تجسمی کاربرد بیشتری دارد

که من قبلا به شما گفته بودم اگر مطالعه کرده با شید به صورت دقیق متوجه می شوید منظورم چیست

خوب حال می خواهم که راه حل راحتی در اختیارتان قرا دهم تا بتوانید بفهمید که .....

پس با من همراهی کنید این کار را

         1) ابتدا شخص مورد نظر خود را انتخاب کنید

         2) قلم و کاغذ به همراه خود بیاورید

         3)از طرف مقابل خود اجازه بگیرید که می خواهید با روحیاتش آشنا شوید

     4) بعد از او بخواهید که در یک صفحه کاغذ خطوطی را بکشد {{ البته بگوید  که شما تصویری مد نظرتان نیست }} فقط می خواهید از او خطوطی را به سلیقه اش بکشد

         5)بعد از انجام کار می توانید آن خطوط را به راحتی در مقابل این مطالب من قرار دهید و با شخصیتش آشنا شوید

 تذکر تذکر تذکر تذکر تذکر تذکر

الف ) هیچ گاه سعی نکنید که به این طریق از خصوصیات افراد با خبر شوید و از آن سوء استفاده کنید

ب) این را بدانید که به طور کامل نمی توانید با این کار به شخصیت درونی او پی ببرید چون حتی بهترین روانشناسان هم نتوانسته اند به شخصیت انسانها پی ببرند چه برسد به اینکه انسان بخواهد با چند خط به روحیات انسان پی ببرد

ج) راستی این را بگویم بعضی وقتها هم امکان دارد یعنی احتمال دارد یک انسان در فاصله یک روز اگر از او این امتحانی که گفتم را بگیرید ممکن است که از دو خط متفاوت استفاده کند دلیل آن هم بر می گردد به روحیه طرف که در آن حال چه وضعتی دارد

د)اگر شخص مورد نظرتون از خطهای متفاوتی در یک صفحه استفاده کرد اصلا نگران نباشید چون راه حل ساده ایی دارد و آن این است که به دقت به خطهای کشیده شده توجه کنید و حتما متوجه خواهید شد که یک خط خاصی را بیشتر از همه استفاده کرده است بنابراین حتما خط مورد علاقه اورا پیدا خواهید کرد

ترفند ترفند ترفند ترفند

اگه دوستت یک وقت نتونست که برایت این کاری که گفتی رو انجام بده حال به هر دلیلی که گفته....

تو میتونی فقط با داشتن دفتر یا کتابهای درسیش این کار را انجام بدهی

می دونی چه طوری؟ ...

بهتون می گم خیلی راحته

ببینید تا حالا شده شما در حال درس خواندن هستید وسط درس یکدفعه دست از درس خواندن بکشید و بدون اینکه متوجه بشویدبه دنیای دیگری میرویدوهمزمان در دفتر یا هر چیزی که در مقابلتان هست آن را خط خطی می کنید یا تصاویری را به صورت نا خدا گاه می کشیدخوب همه آدمها مثل همند تا حدودی پس اون دوستتونم متمعا این کارو کرده پس برید دنبال اون چیزی که گفتم

موفق باشی روانشناس کوچولو

این مطالبی که بالا گفتم هم حالت آموزشی داشت و هم یک زنگ تفریح مناسب برای اینکه علاقه مند بشید به هنر و گرافیک

امیدوارم توانسته باشم این کارار بخوبی انجام بدهم پس حتما با نظر هاتون به من بگید.

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در چهارشنبه 1385/05/04  |
 کاربرد خط
امروز مي خواهم كاربرد خط را برايتان توضيح بدهم اميدوارم كه مطالب قبلي من را فراموش نكرده باشيد چون همه مطالبي كه من در اختيارتان قرار مي دهم به همديگر ربط دارند و به هم همانند زنجيري متصل هستند

کاربرد خط

بهتر است بدانید که ذهن خلاق هنرمند در خلا عمل نمی کند .همه در جريان كار و فعاليتهاي روزمره در تماس با پديده هاي طبيعي اند و به گونه هاي مختلف آن را در طول زمان تجربه مي كنند.ولي اين را بايد بدانيد كه تنها ذهن فعال و حساس هنرمند است كه در یک فر آیند پیچیده تاثیراتی را که از طبیعت اخذ می کند به نظم در می آورد و برای شکل عملکردی آن با توجه به ابزاری که در دسترس دارد

تنظیمی در خود می یابد و شکلی متناسب با فرهنگ و جهان بینی خود می تراشد

خط عنصر اصلی در طراحی است. ترسیم خطوط پیرامونی یک شکل می تواند تصویر اشیاء را به نمایش بگذارد تراکم و انبساط هاشورها حجم و سایه روشن را نشان می دهد با ضخیم و نازک کردن خط در طراحی قسمت های سایه دار مشخص می شوند و حالت خطوط جنست و بافت اشیاء را از لحاظ

نرمی > سختی > استحکام مشخص می کند . در آثار نقاشان طبیعت گرا که شکل های اشیاء به دقت ترسیم شده اندحتما توجه کنید

مي بينيد كه وجود خط به عنوان پایه اصلی طرح قابل مشاهده است اگر چه ممکن است تیرگی و روشنی و یا رنگ ها جای خطوط را گرفته باشند

ولی در آثار نقاشان امپر سیونیست خط فاقد صراحت است و از ثبات و پایداری بر خوردار نیست.

آثار اکسپرسیونیستی خط با اغراق و صراحت بیشتری دیده می شود و همه انرژی بصری خود را به نمایش می گذارد.

در آثار انتزاعی خطوط نمایشگر اشیاء نیستند اما نقش آنها در ساختار بصری و هندسی آثار کاملا مشهود است

در نقاشی ایرانی خط همواره جایگاهی پر اهمیت دارد و ضمن نمایش طرح و ترکیب اشکال و اجزاء اثر در ایجاد وحدت بصری و ارتباط میان عناصر ترکیب نقش تعیین کننده ای دارد.

توجه

یک مطلب جالب و خواندنی با من همراه باشید

و به عجیب ترین خطوط آشنا شوید

خط در فرهنگهای مختلف کابرد های گوناگونی داشته است ولی از همه اعجاب آورتر خطوط و نقوشی است که بومیان اهل پرو 500 کیلومتر جلوتر جنوب شرقی لیما به صورت نهر یا شیار در صحرای غیر قابل کشت( نازکا ) تر سیم نموده اند.

این نقشها آنچنان عظیم و وسیع هستند که امکان رویت آنها از روی زمین میسر نیست و تنها میتوان با هواپیما به وجود و شکل نهاییشان پی برد.

چنانچه با هواپیما به این شیارها کنده شده در دل خاک نگریسته شود اشکال اغرار آمیزی از مرغان و عنکبوت و سوسمار و سگ وغیره ...

با شکلهای هندسی پیرامون آن نظیر ستاره هاو مستطیلها و چند ضلعیها آشکار می گردد. این شکل متعلق به تمدن( نازکا ) است

که از حدود 200 ق .م تا 600 میلادی در این منطقه حیات داشته است.

آیا با خود فکر کرده اید که علت این کار آنها چه بوده ؟

من برایتان می گویم

از لحاظ کشف نقاش های نازکا در چهل سال پیش به وسیله دکتر پل کوزوک این معما به صورت یک مساله حیرت انگیز و پیچیده باستان شناسی با قی مانده است

امروزه بسیاری از محققان برانند که این نقش دلالت بر نوعی امر اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و مذهبی دارد.

{ از زمانی که این خطوط کشف شده است دکتر‌ { ماریا ریچ ‌ ‍‍

اختر شناس و ریاضیدان زندگی خود را وقف بررسی آنها کرده است و می کوشد ارتباطی میان این تصاویر با رویداد های نجومی بیابد.

او میگوید

درست ترین تعبیر برای این تصاویر عظیم که برخی از آنها 200 تا 300 متر طول دارد این باشد که چنان ترسیم شده اند که از هوا به چشم آید

این تصاویر می تواند نمایانگر صور فلکی باشد که به عنوان اندیشه نگار تمدن کهن دیگری پیوندی با الوهیت دارند.

البته همه باستان شناسان با نظریه خانم ریچ موافق نیستند

اما اهتمام او را در باز خواندن معانی این خطوط شکننده ستایش می کنند - خطوطی که با آنکه هنوز رازشان تفسیر نشده در میان زیباترین آثار خلاقیت بشری بر جای خواهد ماند

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در شنبه 1385/04/31  |
 
 

خوب امروز اومدم بحث قبلی رو ادامه بدم یادتون هست بحث قبلی در مورد آشنای با کلمات عناصر بصری بود وما گفتیم که این کلمات به چند بخش تقسیم می شود که من شما را با یک بخش آن آشنا کردم حال ادامه آن

قبل اینکه تعریفی از خط داشته باشم بهتردیدم که اول بدانیم اصلا خط چگونه به وجود آمد تا تعریفی از آن داشته باشیم

پیدایش خط

یکی از راههای ارتباط نگارش است و بشر نیز در صدد به وجود آوردن وسیله ای شد که بدان وسیله مقاصد خود را به دیگران بفهماند لذا به رسم خطوط و نشانه های روی دیوارهای غار محل سکونتش پرداخت و با این طریق به نقل داستانها وپیغامها پرداخت این علائم و نشانه ها باز گو کننده فکر و اندیشه بشر را در آن اوضاع می باشد و تصاویر و علائم که در غارهای مختلف جهان از آن زمان تا کنون به جای مانده روی سنگی به نام (( نبشته )) بوده

این سنگ آغاز پیدایش خط را نشان می دهد و البته قابل ذکر است که علائم و تصاویر هر قوم و گروه متفاوت است

به مرور زمان این تصاویر به صورت تصاویر اختصاری در آمد این تصاویر به همین صورت است که امروزه ما با بعضی از آنها در ارتباط هستیم مثل علائم جمع و تفریق و درجه و کمان و زاویه و غیره........

همانطور که گفتم غرض از ابداع خط و توسعه و نگارش ایجاد ارتباط بین گروههای مختلف بوده که به مرور زمان انسانهای اولیه برای نشان دادن مفهوم خود بر روی سنگها تصاویری را به یادگار گذاشتند که امروزه هنوز هم سالم مانده است

بهتر دیدم که شما هم بدانید که اولین کسانی که حروف الفبا را ابداع کردند چه کسانی بوده اند

فینیقی ها اولین کسانی بودند که حروف الفبا را ابداع کردندحروف الفبا برای اولین بار 23 حرف بوده است که به این نام ها بوده

آ- ب -ج -د -ه -و -ز -چ -ت -ای -ک -ل -م -ن -ص - او -پ - ش - ر - س - ط - است که این حروف همانند تصاویر شروع می شوند مثل>> تصویر یک شتر که به معنی و مفهوم شتر است

فینیقی ها به شتر جمیل می گفتند بنا بر این آنها برای اختصاری کردن کروف فقط اولین حرف را به کار می بردند یعنی ((ج )) می گذاشتند

تعریفی از خط

در زندگی روزمره و در طبیعت خط حضور چشمگیری دارد به تعبیری دیگر به طور روزمره با خط و جلوه های گوناگون آن زندگی می کنیم. در این زمینه می توانم مثال هایی متفاوت ذکر کنم

نقوش خطی روی لباس و روی فرش زیر پایمان ردیف صندلی ها در سالن امتحانات خطوط آجریهای چیده شده و در امتداد هم دیوارها و سیم ها و تیرهای برق و تنه درختان در کنار خیابان ها و سر انجام خطوطی که به ابعاد گوناگون توسط یک هنرمند طراح ترسیم می شودتا به مفهوم و معنا با شکلی خاص تجسم ببخشد .

بد نیست بدانید که

تعریفی که در هنرهای تجسمی دارند این است که خط عبارت است از حرکت یا شکل ممتد بصری خواه بدون ضخامت و به صورت مجرد و خواه با داشتن ضخامت و برجستگی مثل مرز های پیرامون یک سطح محل بر خورد دو سطح با دو زاویه مختلف مرز حاصل از تباین دو سطح رنگین یا با ترکیبی متفاوت و اثر حرکت مداد قلمو یا یک شی نوک تیز بر یک صفحه

امیدوارم با خط آشنا شده باشید حال می خواهم شما را با انواع خط آشنا کنم

درست است در اطراف ما خط وجود دارد و آن دارای انواع مختلف است که هر کدام از آنها معنای خاص خودش را دارد

آشنای با حالات خط

همانطور که خط در طبیعت به شکلهای متنوعی یافت می شود در هنر های تجسمی نیز متناسب با نیاز هنرمند در قالبهای متعددی تبیین می گردد که بهتر است آن ها را نام ببرم

قبل آن بهتر است این را بدانید که

خطوط تجسمی بر اساس جهت حرکت مداوم در یک مسیر کلی به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از

    الف) خطوط عمودی

     ب) خطوط افقی

      ج) خطوط مایل

      د) خطوط منحنی

روانشناسی انواع خطوط

تا حالا به این فکر افتاده اید که خط ها هم میتوانند مفهومی داشته باشند و تنها رنگ ها نیستند که می توانند شخصیت انسان را نشان دهند آیا فکر کرده بودید؟

اگر تا بحال این را نمی دانستید حال بدانید که می شود از حالات خطی که شما می کشید و یا علاقه ای به یکی ازاین 4 نوع خط داریدمی شودشما را شناخت و با روحیه شما آشنا شد 

|+| نوشته شده توسط FarNooSh در چهارشنبه 1385/04/28  |
 
 
بالا